خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
183
نهج البلاغة ( فارسي )
90 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) اين خطبه به خطبهء اشباح معروف است . و از خطبههاى جليل و گرانقدر اوست . كسى از او خواست كه خدا را برايش توصيف كند ، آنسان كه گويى او را به چشم مىبيند . امير المؤمنين از اين سخن خشمگين شد . مسعدة ابن صدقة از حضرت امام جعفر بن محمد ( ع ) روايت كند ، كه امير المؤمنين اين خطبه را بر منبر كوفه ادا كرد . سبب آن بود كه مردى نزد او آمد و گفت : يا امير المؤمنين ، پروردگار ما را براى ما وصف كن تا محبّت و معرفت ما به او افزون شود . على ( ع ) خشمگين شد و فرمان داد كه همه در نماز حاضر آيند . مردم آمدند ، چنان كه در مسجد ، ديگر جايى نبود . على ( ع ) همچنان خشمگين و برافروخته بر منبر شد . حمد خداى سبحان به جاى آورد و بر پيامبر ( ص ) درود فرستاد . سپس ، سخن آغاز كرد و فرمود : حمد سزاوار خداوندى است كه نابخشيدن ، بر داراييش نيفزايد و اگر بخشش كند ، بينوا نشود . زيرا هر بخشنده اى - جز خداى تعالى - اگر ببخشد از داراييش كاسته گردد و هركس ، جز او از بخشش دست باز دارد ، نكوهشش كنند . تنها اوست كه بر بندگان خود به اعطاى نعمتها و سودها و نصيبها منّت تواند نهاد . همه موجودات روزى خوار اويند ، روزى آنها را ضمانت كرده و قوتشان مقدّر فرموده . راه آنان را كه شوق و رغبت او دارند و خواستار چيزهايى هستند كه در نزد اوست ، گشاده و هموار ساخته است . كسى را كه زبان به سؤال مىگشايد ، افزونتر ندهد ، از آنكه مهر خاموشى بر لب نهاده است . اوست اول ، پس او را آغازى نبوده است ، كه پيش از آن چيزى تواند بود . اوست آخر ، پس او را پايانى نيست كه پس از آن چيزى تواند بود . ديدگان را اجازت ندهد ، كه او را بنگرند و دريابند . روزگار بر او نگذشته است كه با گذشت زمان دگرگون شود . در جايى مكان نگرفته است ، كه از آنجا به جاى ديگر رود . اگر ببخشد ، هر چه را كه از معادن كوهها بيرون مىآيد يا هر چه را كه از خندهء